‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲/۰۵/۰۱

درنگی بر مفهوم «حرمت آدمی»

«حرمت آدمی» کانونی‌ترین مفهوم فلسفه‌ی حقوق بشر است. «حرمت» که می‌توان آن را «شرف»، «عزت»، «حیثیت»، «منزلت»، «کرامت» و نیز «ارجمندی» هم نامید، در گسترده‌ترین کاربرد خود به معنای امری ارزشمند و والاست. «حرمت آدمی» مفهومی است استوار بر این ایده که هر انسانی صرفا به میانجی هستی خود ارجمند است. هنگامی که در مباحث حقوق بشری از «حرمت آدمی» سخن گفته می‌شود، منظور این است که آدمی از گذرگاه موجودیت خود، از ارزشی مطلق برخوردار است و کسی اجازه ندارد با او مانند یک شئی یا ابزار رفتار کند.

 پس «حرمت» یک امتیاز نیست. چیزی نیست که فقط عده‌ای از آن برخوردار باشند. «حرمت» محصول تلاش و ثمره‌ی کار آدمی نیست. نمی‌توان آن را از کسی سلب یا به کسی اعطا کرد. «حرمت آدمی» یک ویژگی شخصیتی هم نیست و به هوش یا زیبایی یا دارایی شخص ارتباطی ندارد، بلکه هر انسانی از بدو زایش صاحب آن است و برپایه‌ی این مالکیت هیچ‌کس مجاز نیست به‌گونه‌ای غیرانسانی و تحقیرآمیز با آدمی رفتار کند. اندیشه‌ی حقوق بشر بر شالوده‌ی همین مفهوم  استوار است. از گذرگاه همین مفهوم است که آدمی صرفنظر از جایگاه اجتماعی، سیاسی، شغلی، مذهبی، جنسیتی، قومی و نژادی خود، صاحب ارزشی در خود و فی‌نفسه می‌گردد.

«حرمت آدمی» به مثابه اصلی اخلاقی و از منظری اخلاقی، امر برابری انسان‌ها را صرفنظر از جایگاه و ویژگی‌های آنان ندا می‌دهد. از این دیدگاه، «حرمت آدمی» به معنای پیش‌شرطی برای برخورداری فرد از حقوقی بنیادین و همزمان متعهد ماندن به رعایت حقوق بنیادین دیگران است. کسی که منادی خدشه‌ناپذیری «حرمت آدمی» است، پاسداری از حقوق بشر در برابر تعرض دیگران و بویژه خودکامگی نهادهای قدرت را می‌طلبد.

متفکران عصر روشنگری، اندیشه‌ی حقوق بشر را بر پایه‌های نظری محکمی استوار ساختند و راه را برای تحقق آزادی فرد گشودند. در میان آنان، ایمانوئل کانت، فیلسوف نامدار آلمانی، در فلسفه‌ی اخلاق خود، بیش از دیگر متفکران این عصر بر مفهوم «حرمت آدمی» پرتو افکنده است. طبعا پرداختن به بحث ژرف و گسترده‌ی کانت در این زمینه، در چارچوب این نوشته‌ی کوتاه نمی‌گنجد، ولی شاید بتوان از راه دور به نگاهی گذرا به آن گستاخی کرد.