‏نمایش پست‌ها با برچسب استیون اسپیلبرگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب استیون اسپیلبرگ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲/۰۵/۱۶

"پارک ژوراسیک"

دوستم برایم تعریف می‌کرد که دختر خواهرش بعد از گرفتن دو مدرک لیسانس برای ادامه تحصیل به یک کشور اروپایی رفته. بعد از حدود یکسال که دوستم به او زنگ زده تا احوالی از او بپرسه، از لابلای حرف‌های او متوجه می‌شه که خواهر زاده‌اش روزه است. می‌گفت بهش گفتم دایی جون، خوبه که بابا و ننه‌ات هر دو کافرند، چطور شد که تو اونجا یاد ماه رمضون افتادی؟ بعد افزود که خواهر زاده‌اش شروع کرد به بلغور کردن یه چیزایی‌، مثلا ‌گفت من بخاطر دین و مذهب روزه نگرفتم و اصلا به این چیزا کار ندارم، فقط برای تهذیب نفس و بالا بردن اعتماد و...... خلاصه با اینجور حرف‌ها می‌خواست روزه گرفتن‌اش رو توجیه کنه. دوستم گفت وقتی‌ دیدم خواهر زاده‌ام داره کم کم به عالم هپروت وارد می‌شه و هذیون می‌گه، بهش گفتم دایی جون اینا رو ول کن، از درس و مشقت بگو!

بعد دوستم رو به من کرد و گفت: نمی‌دونم این چیه که مثل کنه بهش چسبیدیم و ولش نمی‌کنیم . اگه اونم دنبالمون نباشه ما ولش نمیکنیم! انگار ژنش تو وجودمون هست و بهش دخیل بستیم. مثل یه اژدهای خفته است که ظاهرا خودمون هم از وجودش خبر نداریم. اگه روزی روزگاری هم بتونیم از این بساط خلاص بشیم، اون ژن ممکنه کار خودش رو بکنه و دوباره به یه اژدها تبدیل بشه.

با این حرف‌های دوستم یاد فیلم "پارک ژوراسیک" افتادم. دانشمندی با پرورش "دی ان ای" یک پشه‌ فسیل شده که خون دایناسور رو خورده بود، موفق می‌شه بعد از میلیون‌ها سال دوباره دایناسور‌ها رو بوجود بیاره و بلای جان خودش وهمکارانش بکنه. با خودم فکر ‌کردم که سکولاریسم هم احتمالا برای ما یه مسکن موقته. اژدهای خفته‌ای که در وجودمون ازش نگهداری می‌کنیم، فقط کافیست که زمانی‌ به یک دلیل یا با یک محرکی از خواب بیداربشه و ما مجبور بشیم تاریخ رو دوباره تکرار کنیم. داریم این ژن رو نسل به نسل به هم منتقل می‌کنیم و خبر نداریم.