‏نمایش پست‌ها با برچسب اریش فروم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اریش فروم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴/۰۵/۰۵

گریز به دامان اقتدارگرایی

   این نوشته نگاهی است گذرا به دیدگاه‌های اریش فروم در واکاوی سازوکار گریز به دامان اقتدارگرایی. پرداختن به این موضوع برای ما ایرانیان بویژه از آن جهت حائز اهمیت است که در «جامعه‌ی ولایی» خود با انبوه بیشماری از موجودات مسخ‌شده و خود‌باخته روبرو هستیم که با «ذوب شدن» در مراجع مافوق، پابرجایی نظامی انسان‌سوز و سرکوبگر را ممکن و بقای آن را تضمین می‌کنند. ...
Bildergebnis für erich fromm

 اریش فروم (۱۹۸۰ ـ ۱۹۰۰) متفکر و روان‌شناس آلمانی، با برآمد نازیسم ناچار شد میهن خود را ترک کند. او در مهاجرت اجباری دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی زادگاه خویش در زمان حکومت نازی را به دقت زیر نظر داشت و در آثار خود از جمله به پدیده‌ی روان‌شناسی توده‌ای فاشیسم پرداخته است. یکی از مفاهیم کانونی او در این بررسی‌ها، «شخصیت اقتدارگرا» است. 

به باور فروم، نظام‌های سیاسی توتالیتر مانند نازیسم و فاشیسم و استالینیسم، بر شانه‌ی انسان‌های اقتدارگرا استوارند. او از «شخصیت اقتدارگرا» الگوی معینی از رویکردهای اجتماعی و نیز ویژگی‌های شخصیتی را می‌فهمید که از طریق پیش‌داوری‌ها‌، همرنگی با جماعت، ویرانگری و نیز فرمانبری کورکورانه از مراجع مافوق، بر رفتارهای اجتماعی فرد تاثیر می‌گذارد. فروم بر این باور بود که شخصیت اجتماعی آدمی بر خلاف شخصیت فردی او، تنها بخشی از خصوصیات و ویژگی‌های آدمی را دربرمی گیرد؛ آن خصوصیاتی که از گذرگاه شیوه‌ی زندگی مشترک و تجربیات پایه‌ای، انتظارات مشخص اجتماعی، مطالبات برای رفتاری مناسب در جامعه، و نیز سرکوفت رفتارهای انحرافی حاصل می‌شود.

از دیدگاه فروم، تلاش برای آزادی، یکی از رگه‌های بنیادین سرشت آدمی است، ولی از آنجا که شخصیت اجتماعی فرد در وهله‌ی نخست در محیط خانوادگی شکل می‌گیرد، بسیاری از انسان‌ها در خانواده به گونه‌ای تربیت می‌شوند که برای آزادی به بلوغ نمی‌رسند. آنان همواره به «بالا» چشم می‌دوزند و به سوی قدرت یا فرمانبری جهت‌گیری دارند. فروم در یکی از آثار معروف خود به نام «بیم از آزادی» (۱۹۴۱) که در اوج قدرت هیتلر به رشته‌ی نگارش درآمده است، سازوکار روانی این پدیده را موشکافانه می‌کاود. به باور او کسی که دارای روحیه‌ی همرنگ شدن با جماعت است، دگراندیشی و جهانی متکثر را برنمی‌تابد.

فروم در «شخصیت اقتدارگرا» آدمی را می‌بیند که تاب پذیرش مسئولیت آزادی و استقلال خویشتن را ندارد و برای فرار از چنین مسئولیتی به امنیت کاذب «همرنگی با جماعت» و «آویختن از گردن مراجع اقتدار» پناه می‌برد. «شخصیت اقتدارگرا» نزد فروم از مفهوم آسیب‌شناختی روانی «دگرآزار ـ خودآزار» (شخصیت سادومازوخیستی) مشتق شده است. چنین شخصیتی در گونه‌ی کنش‌پذیر یا غیرفعال خود عمدتا دارای گرایش خودآزار (مازوخیستی)، یعنی متمایل به پیروی، فرمانبری و چاکرمنشی؛ و در گونه‌ی کنشگر یا فعال خود عمدتا دارای گرایش دگرآزار (سادیستی)، یعنی متمایل به سلطه‌طلبی و فرمانروایی بر افراد ناتوان‌تر از خود و اعمال زور بر آنان است.