‏نمایش پست‌ها با برچسب بوکو حرام، نیجریه، ایران، آزادنامه، زن، مرد، آزادی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بوکو حرام، نیجریه، ایران، آزادنامه، زن، مرد، آزادی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳/۰۲/۲۴

حرامیان و آدمیان

لابد تا حالا دیگر همگی داستان بوکو حرام و دختران محصل نیجریهای را شنیدهاید. دختران بیچارهای که حق ندارند شاد زندگی کنند، دکتر و مهندس و معلم و وکیل شوند، آرزو‌های رنگارنگ داشته باشند و باید به خدمت مردانی درآیند که آنها را تنها به چشم یک تشفی‌دهندۀ جنسی و کلفت تمام‌وقت می‌بینند.
از این دست حرامیان کم نیستند. دور و بر ما، در همۀ کشورهای جهان حضور دارند. از آنها که با عَلَم کردن پرچم کشوری بیگانه، به نبردی نابرابر با دختران ایرانی می‌آیند تا بدیهی‌ترین حق انسان، آزادی انتخاب پوشش، را به سخره گیرند؛ تا آنها که با مسموم کردن آب و غذای دخترکان ترد و نازک افغان، آنها را روانه‌ی بیمارستان و گور می‌کنند.
اما در کنار این حرامیان مشهود، گونه‌ای دیگر از حرامی نیز در پشت پرده و نهانی به رشد و نمو و فعالیت مشغول است: این حرامی اما، در پس ظاهر شیک و شیرین خود، چهرۀ کریهی را پنهان کرده است: او نه آشکارا کسی را می‌دزد نه می‌کشد، ولی به بند می‌کشد. اسیر می‌کند، فضا را بر ما تنگ می‌سازد. دختران را جنس دوم و ناقص‌العقل می‌داند و عفیف و مستوره می‌خواهد. پسران را هرزه‌چشم و دریده معرفی می‌کند که حتی به کنترل غرائز خود توانا نیستند. آزادی را منحوس می‌داند. فقر را ترویج می‌کند و دلال جسم و جان کودکان است.
 این حرامیان، غاصبان منابع و خدایان خود‌خوانده‌ای هستند که با ارزش معرفی کردن محدودیت‌ها و تحقیرها، به پشتوانۀ وعده‌های پوچ آن دنیایی، ذهن‌ها و عقل‌ها را به گروگان می‌گیرند. نوای موسیقی را به اسارت می‌برند، بر نوشته ها قلم می کشند، زمین را می‌خشکانند، جانداران را آزار می‌دهند، و در پایان روز جنایت‌بار خویش، سرخوش و مست از انجام وظیفۀ الهی خود، با جیبی پر پول و شکمی چرب دست دعا به سوی بارگاه حامیان نفرت‌انگیز خویش بلند می‌کنند.

اینان همان حرامیان گردنۀ زندگی‌اند. چماق‌هایشان آماده، دهانشان باز به عربده، گوش‌هاشان کر به نُدبه، و قلب‌هاشان همه تیره. حرامیانی که چه بسا هر روز از کنارشان می‌گذریم و شاید، طعمۀ بعدی ایشان، خود ما باشیم.



بیگ لاگ (لعین) - با رخصتِ آینه گرامی